تبليغاتX
دهدشت کارتون

دهدشت کارتون

وبلاگ انجمن کاریکاتور دهدشت

        دهدشت کارتون ، وبلاگی حقوقی متعلق به انجمن کاریکاتور دهدشت است و از آنجا که می کوشیدم در آن از ابراز نظرهای شخصی و سلیقه ای پرهیز کنم (که احتمالاً موفق هم نمی شدم) همواره با محدودیتهایی روبرو بودم. این محدودیتها سرانجام راه اندازی وبلاگی تازه و کاملاً شخصی را برایم پذیرفتنی کرد.

در وبلاگ تازه از هر چیز که می خواهم و هر زمان که بخواهم می نویسم و ممکن است مدتی بی هیچ دلیلی آن را تازه نکنم.

ممکن است از این فضا به نفع یا ضرر هر کسی استفاده کنم.

همه نظرها برایم مهم خواهند بود. حتی الامکان کامنت کسی را سانسور یا دست کم حذف نخواهم کرد.

با اینکه تا کنون از انتشار کاریکاتورهایم در اینترنت خودداری می کردم اما می کوشم تا از این پس نسبت به این موضوع متعصب نباشم.

مثل توکای مقدس با کسی معامله لینکی نمی کنم و تنها کسانی که مرتب به آنها سر می زنم را لینک می کنم.

امید وارم این وبلاگ زود خسته نشود و بتواند مرا با ادبیات هم آشتی دهد.

+ نوشته شده در  87/10/09ساعت   توسط احسان گنجی  | 

                         mordillo  .

به دلیل وجود پاره ای مشکلات شخصی نیاز به مرخصی استحقاقی دارم . این وبلاگ مدتی تازه نخواهد شد. از همه خوانندگان سپاسگزارم.

+ نوشته شده در  87/04/11ساعت   توسط احسان گنجی  | 

تمیزی مهدی

         اثر بالا را دو سال پیش در جشنواره کاریکاتور تبعیض از دوست خوبم مهدی تمیزی دریافت کردیم. چند ماه پس از پایان جشنواره و نمایشگاه شنیده ها خبر از این می داد که ظاهراً عده ای از مخاطبان در نمایشگاه  از این اثر برداشت خاصی کردند. آن موقع هنوز جریان روزنامه ایران و کاریکاتور  روزنامه  دانمارکی  و ... پیش نیامده بود و حالا که به آن روزها فکر می کنیم متوجه می شویم برخورد با این قضیه چقدر می توانست برای ما و مهدی تمیزی مشکل ایجاد کند. اگرچه هیچ وقت هیچ نامه یا سند رسمی برای این سو تفاهم ها به دست ما نرسید اما مسئول  برگزاری جشنواره می گفت که قضیه حتی به احضار نماینده وقت کهگیلویه به کمیسیون فرهنگی مجلس هم کشیده شد و آنجا از او پاسخ قانع کننده  خواسته اند. ظاهراً مخاطبان و بعضی از اعضای کمیسیون فرهنگی درباره این اثر   اینگونه گمان کردند که کاریکاتوریست  مردی روحانی را به صورت عریان با زنی همبستر کرده است! شما چه فکر می کنید؟

+ نوشته شده در  87/04/05ساعت   توسط احسان گنجی  | 

خواب

این جدیدترین کاریکاتوری است که در خواب دیده ام.

+ نوشته شده در  87/03/26ساعت   توسط احسان گنجی  | 

دهدشت ابوالفضل

 ابوالفضل محترمی در دهدشت

 * آیا ایران پایتخت کاریکاتور دنیاست؟ - خیر. پایتخت برای یک قلمرو گفته می شود که مرز مشخصی داشته باشد در حالی که در کاریکاتور مرزی وجود ندارد. اساساً چه ملاکی برای این انتخاب وجود دارد؟ آیا مدعیان این ادعا تعداد کاریکاتوریستها یا کیفیت کار آنها را ملاک قرار داده اند؟ یا میزان پیشرفت این هنر یا تعداد جوایزی که کاریکاتوریستها برده اند؟ نمی شود در این مورد اتفاق نظر داشت.

* نقطه تاریک کاریکاتور ایران کجاست؟ - چون من از اول در کاریکاتور ایران نبودم و تا آخرش هم نیستم نمی دانم! به نظرم نقطه تاریک این است که کاریکاتوریستها صنف ندارند اما باز فکر می کنم اگر صنفی داشته باشند این نقطه تاریک تر هم می شود! چون قدرت طلبی به وجود می آید که اوضاع را بدتر می کند. همین الآن درباره تشکیل انجمن یا صنف کشوری نظرات مختلف و متفاوت دیده می شود. همه اول می گویند تشکیل شود خوب است اما یک نفر که پیش قدم می شود همه او را متهم می کنند که به خاطر منافع شخصی این کار را می کند.

* کاریکاتور چرا و از کجا(منظور مکان نیست) به وجود آمد؟ - اینجا دیگر مطمئن هستم که من آن موقع نبودم! و درست نمی دانم ولی طنز چیزی نیست که از وسط زندگی آدم آمده باشد. نقاشی هم همینطور. قطعاً از ابتدا خنده وجود داشت و همان موقع تصویر خنده دار هم بوده. البته همه مردم نمی توانستند نقاشی بکشند یا موزه بروند. مقتضیات زمان هم در ایجاد کاریکاتور تأثیر داشته. یک بخش از نیاز بشر خنده است و هر هنری به یک شکل به سمت این خنده رفته است. در سینما سینمای کمدی ایجاد شد ، در ادبیات و موسیقی هم این اتفاق افتاد و در نقاشی این اتفاق اسم کاریکاتور پیدا کرد.

* در کاریکاتور سوژه مهم تر است یا اجرا؟ - وقتی شما نان می خرید دو عامل برای نان با کیفیت در نظر می گیرید. یکی خمیر نان است و دیگری نانوایی است که آن را آماده می کند. اگر شرایط پخت خوب باشد ولی خمیر خوب نباشد می شود به هر صورت این نان را خورد و بر عکس آن هم صادق است. اما اگر هر دو خوب باشند نان ایده آلی خواهد بود. به نظرم سوژه و اجرا در کاریکاتور همین طور هستند. کارهایی هستند که سوژه خوبی ندارند ولی اجرای خوبی دارند و برای شما ارزش نگاه کردن دارند و بر عکس آن ، اما همیشه کاریکاتورهایی در ذهن می مانند که هر دو را داشته باشند. چنین کاریکاتوری در حافظه هضم می شود.

* در کاریکاتور خط مهم تر است یا رنگ؟ - دید من به مقوله هنر یا هر چیز دیگر خیلی ساده است . این در کارهایم هم بروز پیدا کرده. یک جریان بر کل پدیده های عالم حاکم است که هر چیزی هر موقع که لازم باشد به وجود می آید و هر چیزی هم در جای خود اصالت دارد. هر کدام از عناصری که پرسیدید آنقدر ضرورت داشته که به وجود بیاید و اینطور نیست که یکی را از دیگری بی نیاز بدانیم و یا آنها را در مقابل هم قرار دهیم. در کاریکاتور خط نقش بیشتری ایفا می کند اما در بعضی کارها مجاورت دو رنگ هم خط ایجاد می کند.

* چرا در سوژه های کاریکاتور شباهت دیده می شود؟ - من به بخش عمدی این شباهتها کاری ندارم ، این یک نوع شیطنت است و کار هنرمندان نیست اما در عالم احتمالات شباهت یک اتفاق کم احتمال است و ممکن است پیش بیاید. گسترش ارتباطات ، اینترنت و برگزاری جشنواره ها این شباهتها را بیشتر می کند چون کاریکاتوریستها کارهای بیشتری از همدیگر می بینند. سیر منطقی فکر کردن به یک موضوع خاص این احتمال را به وجود می آورد اما بعضی از این شباهتها به خاطر عناصری که در اثر است یک مقدار شبهه برانگیز است و در ایران به خاطر تعدد کاریکاتوریستها این مشکل بیشتر دیده می شود.

+ نوشته شده در  87/03/22ساعت   توسط احسان گنجی  | 

        

Quino ++1           

        کینو - کاریکاتوریست برجسته آرژانتینی- برای همه علاقه مندان کاریکاتور در دنیا شناخته شده است و تقریباً همه بر کیفیت بالای آثار او اتفاق نظر دارند. داستان در آثار او به بهترین شکل ممکن روایت می شود و به خصوص درمورد  آثار کمیک استریپ او می توان ادعا کرد که برای روایت  داستان هیچ کدام از آنها یا ترکیب بندی و زاویه دید آنها  نمی توان پیشنهاد بهتری ارائه کرد. تکنیک در خدمت پیشبرد داستان و توانایی کاریکاتوریست در استفاده از آن در اندازه کمال است. در هر اثر کینو نکات ظریفی نهفته است که پس از  مشاهده چند باره  و دقت زیاد  کشف می شوند و بر لذت دریافت اثر تاثیر زیادی می گذارند.

       گذشته از محتوای دلنشین و زیبای اثر بالا ،  کاریکاتوریست دو نکته ظریف نیز  در آن گنجانده  است که فهمیدن  آنها  لذتی  که در معنای اثر است  را دو چندان می کند. اولین نکته  استفاده به جا از یک تکه ابر است که حضور یا غیابش در هر فریم کاملاً آگاهانه و برنامه ریزی شده به نظر می رسد.  این عنصر  در وهله اول  در نخستین فریم برای نشان دادن فضای بیرونی  و در وهله دوم برای ایجاد توازن در همان  فریم و فریم آخراستفاده شده است به گونه ای که حذف  یا افزودن آن در دیگر فریمها به اثر لطمه ای  جدی می زند.

        نکته دوم استفاده از نشانه هایی است که در فریم اول برای معرفی شخصیت مرد روحانی به کار می رود  و نیز تاکیدی  بر اصل غافلگیری در کاریکاتور است. همانگونه که هر مذهب در ظاهر پیروانش نشانه هایی به جا می گذارد  مرد روحانی نیز عصایی در دست  و کلاهی بر سر دارد که با کمک ریش ، معرف شخصیت مذهبی اوست. اما نکته جالبتر آنجاست که علامت  روی عصای او علامت سطح مقطع یک پیچ  و خطوط ترسیم شده  بر کلاه او  یادآور شیارهای پیچ است! پیچی که در فریم آخر در نقش معبود مرد عابد ظاهر می شود و همه را غافلگیر می کند.  هر بیننده پس از پی بردن به عمل رندانه کینو در فریم اول ، افسوس آن را می خورد که نتوانسته از همین نشانه ها پایان داستان را حدس بزند  تا  اینگونه در برابر کاریکاتوریست تسلیم نشود. تسلیم شدنی که البته با خنده همراه خواهد بود!

                         فریم اول - کینو

+ نوشته شده در  87/03/13ساعت   توسط احسان گنجی  | 

            اردشیر1

 روز جمعه سوم خرداد ، دوست خوبم اردشیر اسماعیلی ، رئیس انجمن شعر  دهدشت و از فرزندان خلف فرهنگ کهگیلویه در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داد و دو فرزند کوچکش را تنها گذاشت. او از دست اندرکاران اصلی جشنواره کاریکاتور اعتراض بود و اجرای مراسم افتتاحیه و اختتامیه را نیز  بر عهده داشت.

پیکر اردشیر امروز  در میان اندوه جامعه هنری دهدشت و دهها مادر شروه خوانش  در کنار مزار حسین پناهی  به دست خاک سپرده شد  و در حالی که همه به ذهن فراموشکار انسان فکر می کردیم به سختی از او جدا شدیم.  فراموش کردنش کار حقیقتاْ دشواری  است!

 

در ادامه شما را به خواندن یکی از اشعار اردشیر فرا می خوانم:

 

اردشیر2

 

من ماندم و این کوچه ، خیابان ، بی تو 

دردی از جنس تب غربت انسان بی تو

 

مثل یک سفره که از او برکت را گیرند

دست من مانده تهی از غزل نان بی تو

 

چشمه کوچید و کسی واژه بودن نسرود

دشت خالی شده از لهجه باران بی تو  

 

آیه روشن عشق است دوچشمت ، بانو!

محرمی نیست به این آیه قرآن بی تو   

 

باز من ماندم یک سینی خالی سارا    

سیب نه  درس که نه نیست دبستان بی تو

 

رفتی و آه   ولی شعر به پایان نرسید  

می رسد حادثه اینگونه به پایان بی تو

+ نوشته شده در  87/03/04ساعت   توسط احسان گنجی  | 

                        امین آقایی- ساتیریکون        

         هنوز از نزدیک با محمدامین آقایی آشنا نشدم اما دیدن آثارش تخم این آشنایی را در خاک نشانده به امید فرصتی که سر برآورد و به دوستی تبدیل شود. با وجود حضور پررنگش در مسابقات کاریکاتور و کسب موفقیتهای ارزشمند  تاکنون چندان در دام  « شباهتهای ناگزیر» گرفتار نیامده است.  من این را به ذهن پویا و ذوق مکتشفش نسبت می دهم که آثارش را از دیگران متمایز کرده و به آنها هویتی مستقل داده است. با همه این اوصاف نمی توانم نسبت به چیزی که در پرونده کاری او برایم مبهم مانده سکوت اختیار کنم. او در جشنواره کاریکاتور ساتیریکون 2007  (با موضوع سگ) برای اثر بالا برنده  جایزه شد که البته  انتخاب این اثر توسط داوران ابهام جالبی را در ذهن من پدید آورده است. این اثر تا کنون هیچ معنایی را به ذهن من متبادر نکرده و نتوانستم میان نشانه های اثر ارتباطی برقرار سازم (حتی پس از مشاوره با برخی از دوستان هنری هم نتیجه ای حاصل نشد) . اینکه آیا همین بی ارتباطی به عنوان امتیاز اثر توسط داوران قلمداد شده  یا اصلاً اثر را به عنوان یک کارتون به قضاوت ننشسته اند جای ابهام و تأمل است و نمی توان از آن اطمینان داشت . البته ممکن است معنای یک اثر هنری خود را به آدمهای عجول نشان ندهد اما از زمان انتشار اثر تا امروز چندین ماه گذشته که به گمانم برای یک اثر کاریکاتور زمان کمی نیست.  اینکه حافظه من در شناسایی نشانه ها ناتوان بوده  مهمترین نگرانی من از برخورد با این اثر است. همین نگرانی باعث نوشتن این مطلب شد تا بتوانم به این وسیله از شما  مشاوره گرفته و  اثر را به کمک شما  دریابم. لطفاً درک خود از این اثر را بنویسید. متشکرم.

+ نوشته شده در  87/03/01ساعت   توسط احسان گنجی  | 

  رحمتی یا خلجی؟

          احتمالاْ همه علاقه مندان به کاریکاتور و کاریکاتوریستهای کشور در جریان اخبار مربوط به شباهتهای کاریکاتوری آثار دوست خوبم محمدعلی خلجی و انعکاس آن توسط کارتونیستها و سایتهای خارجی به خصوص اثر جدید ایشان در جشنواره آلانیای ترکیه و پس گرفتن جایزه از ایشان قرار گرفته اند و پرداختن مجدد تکرار بیهوده باشد. البته در پست های قبل همین وبلاگ مطلب کاملی درباره علل این شباهتها نوشته ام اما در اینجا جا دارد مسئله شباهت در سوژه های کاریکاتور را از زاویه دیگر بررسی کنیم. همه می دانیم وقتی از طرف یک جشنواره یک سوژه مطرح شود و جایزه ای هم برای آن در نظر گرفته می شود هزاران کاریکاتوریست از سراسر جهان در گیر ماجرا شده و هر یک از منظر خود درباره آن به خلق اثر دست می زنند. بروز شباهت در آثار خلق شده به خودی خود مذموم نیست و گاه اجتناب ناپذیر است و ممکن است برای هر کسی پیش بیاید اما بالاخره باید این همه تکرار در جایی متوقف شود. نمی توان همه کسانی که دچار این شباهتها می شوند را سارق هنری دانست اما بالاخره زمانی فرا می رسد که عمدی بودن یا نبودن چنین شباهتهایی را با توجه به میزان شباهت موجود در اثر و یا تکرار بی رویه  و بدون توقف تشخیص داد . در اینجا این سوال پیش می آید که جامعه جهانی کاریکاتور چه واکنشی در برابر این اتفاق باید انجام دهد؟ آیا اعطای جایزه به کارتونیست متقلب درست است یا پس گرفتن جایزه از کسی که سهواْ مرتکب این گناه شده اشتباه نیست؟ مسابقه کاریکاتور رقابتی است برای کسب جایزه و پر کردن لیست افتخارات و این یعنی احتمال وجود تقلب! به نظر می رسد زمان آن فرا رسیده تا تشکلهای بزرگ کاریکاتور ایران (خانه کاریکاتور-انجمنهای کاریکاتور کشور و سایتهای بزرگ کارتون کشور) دست به کار احیای آبروی از دست رفته پایتخت کاریکاتور دنیا!!! شوند و با تشخیص بی گناهی یا تقصیر کارتونیست اقدام موجهی انجام دهند. به نظر می رسد وجود یک تشکل جهانی (یا حتی داخلی)  کاریکاتور برای نظارت و بررسی چنین اتفاقهایی و در نهایت صدور حکم بر له یا علیه کسی ضروری به نظر می رسد. وضع قانون برای جشنواره ها و صدور حکم محرومیت برای کارتونیستهایی که توسط این تشکل حقوقی متقلب تشخیص داده می شوند  یا داوران سهل انگاری که بی مسئولیتی آنها در بروز این شباهتها کمتر از کاریکاتوریست نیست راه گشایش این مسئله است . با توجه به اینکه متاسفانه  ایران پایتخت شباهتهای کاریکاتوری دنیا شده !! و مصداق روشنی برای شعر بالا(تیتر مطلب) است به این وسیله پیشنهاد تاسیس این تشکل حقوقی جهانی (یا داخلی) را به خانه کاریکاتور یا نمایندگان فعال سازمان جهانی فکو (و دوست خوبم رحیم بقال اصغری)  که از مقبولیت فرامرزی برخوردارند می دهم. با اینکه تاسیس چنین سازمانی حتماْ نیازمند هماهنگی های فراوان و توافق همه جشنواره ها و کشورهاست و هزینه های مالی زیادی هم می طلبد اما جا دارد ایران ارائه کننده این پیشنهاد باشد تا شخصیت کارتون ایران بیش از این زیر سوال نرود و در مواقع لزوم بتواند از حق کارتونیستهای ایرانی که ناآگاهانه گرفتار این شباهتهای ناگزیر می شوند دفاع نماید زیرا پس گرفتن جایزه یا واکنشهای پس از انعکاس اخبار این شباهتها واقعاْ می تواند بر اعتماد به نفس یک کاریکاتوریست یا آبروی تمام دوران هنری او تاثیر منفی فراوانی بگذارد. نمونه بارز این اتفاق در همین یکی دو ماه اخیر را همه دیدیم و من ضمن ابراز همدردی با محمد علی خلجی عزیز (که بر غیرعمدی بودن اتفاقات یش آمده اطمینان دارم) از او می خواهم که نسبت به این اتفاقات صبوری پیشه کند و در انتظار گذشت زمان باشد.

+ نوشته شده در  87/02/24ساعت   توسط احسان گنجی  | 



نفر اول: سعيد بنا زاده مقدم
نفر دوم: محمود نظري
نفر سوم: سلمان سام دليري
برگزيدگان: باقر همتي (2 اثر) - بهزاد رياضي - محمد امين آقايي - مسعود ضيايي زردخشويي - فخرالدين دوست محمد - محمدصالح رزم حسيني

داوري اين آثار توسط آقايان ابوالفضل محترمي ، علي درخشي و احسان گنجي انجام گرفت.
+ نوشته شده در  87/02/19ساعت   توسط احسان گنجی  | 

 

                                             فلورین2

۱-   در روزهای پیش در همین وبلاگ مطلبی با عنوان هاله نور  در باره  آثار فلورین  نوشتم که با واکنشهای متفاوت دوستان مواجه شد. موافقین و مخالفین از طریق اینترنت و تلفن پیامهای فراوانی فرستادند و هر یک به نکته تازه ای اشاره کردند. در این میان برخی از دوستان مستندات آن نقد را کافی ندانستند و آن را به سلایق شخصی نسبت دادند که به دلیل پرهیز از افزایش حجم نوشتاری وبلاگ از توضیح  در ادامه همان مطلب اجتناب کرده و ذکر دلایل موجه تر را (حداقل درباره یکی از آن موارد) به این پست واگذار می کنم.

2-   در تولید آثار خودم همواره سعی می کنم تا اصولی که به عنوان مبنای هنر کاریکاتور می دانم را رعایت کنم و همیشه برای خودم دلیل قانع کننده ای هم دارم. یکی از این اصول استفاده از خط برای معرفی یک کاراکتر به جای استفاده از اختلاف رنگ است. در ادامه می کوشم تا بدون هراس از زیاد شدن حجم مطلب ثابت کنم که این کار وفاداری به ماهیت کاریکاتور است. لطقاً ادامه مطلب را بخوانید:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/02/05ساعت   توسط احسان گنجی  | 

           محترمیدرخشیحسین پور

            همانطور که پیش از این در پستهای قبلی همین وبلاگ شرح دادیم انجمن کاریکاتور دهدشت به دلایلی که ذکر شد از برگزاری جشنواره کاریکاتور اعتراض انصراف داد . اخیراْ برگزار کنندگان فعلی جشنواره (انجمن هنرهای تجسمی دهدشت) جهت انتخاب داوران این جشنواره (با موضوع اعتراض و تفرقه) از انجمن کاریکاتور دهدشت مشاوره گرفته است که این انجمن سه کاریکاتوریست بالا را به ایشان پیشنهاد داده است.  داوری این جشنواره توسط این دوستان منوط به توافق ایشان با مسئولین جشنواره  خواهد بود و نقش انجمن کاریکاتور تنها در سطح یک پیشنهاد بوده است.   انجمن کاریکاتور دهدشت  برای برگزار کنندگان و سه داور این جشنواره آرزوی موفقیت دارد.

+ نوشته شده در  87/01/22ساعت   توسط احسان گنجی  |